گروه فرهنگی «سراج24»- مرتضی اسماعیل دوست: «دیزنی لند»، سرزمین سحر آمیزی است که در آن می توان با لذتی شناور به کشتیرانی پرداخت، در جنگلهای عجیب و غریبش دل به اکتشافات دلربایی زد، پرسوناژهای فانتزی داستان های کودکانه چون سیندرلا و سپید برفی را به بازی گرفت و یا این که دل به ستاره ها داد و خیال را به اقیانوس ها سپرد. موارد اشاره شده در شهربازی رویایی جنوب کالیفرنیا به شکلی تعمدی و با زبانی شاعرانه به تحلیل بهشت موعود غربی ها برای مردمان جهان اشاره دارد که در میان زرق و برق فضایی غرق در نور و شادی و لذت، انکار حقایق را به دنبال خود می کشد. این بار به جای خاموشی و فراموشی می توان گفت که تابناکی در عین غارتگری از سوی سردمداران کارکشته غربی روی می دهد تا در کنار رنگ خونین کشتارها با تبسم هایی تصنعی مواجه شویم . مسیری که بارها در سینمای علمی تخیلی هالیوود با انواع داستان های آخرالزمانی اش شاهد بودیم که جهان روی داده را از مسیر تفکر غربی می جویند و با جادوی تصاویر، بیننده مبهوت مانده در حض بصری را مسافر جنگلی کرده که درونش برخلاف برون، تهی مانده و مسیر منتهی به سعادتش، دروغی بیش نیست.
فیلم «سرزمین آیندگان» که ساخته شده توسط فیلیپ برَدلی برد بوده به ظاهر سودای سیمرغ رسیدن دارد اما تاب رویدادش را به دست آمریکایی جنون زده ای می دهد که دست خونی اش را نمی توان از یاد برد، از این رو فضای وعده یافته از فیلم مبنی بر سفر به جادوی زیبایی ها، سرابی بیش نیست.

محصول والت دیزنی، داستانی از دختر نوجوانی با نام کیسی بوده که سودای پیمایش در فضا داشته و از سویی پدرش اخراج شده از سازمان NASA می باشد. کیسی از طریق سنجاق سینه ای راهی «سرزمین آیندگان» می شود تا به تماشای جهان درآید. اما فیلم توان دنبال کردن روایتی ملموس و عینی را ندارد و تنها دریچه ای می گشاید و سکون در تمام دقایق باقیمانده هویدا است، چرا که چیزی باقی نمانده تا از دل آن بتوان روایت و رویداد را سنجید و لمس کرد. در این میان تنها راه معرفی شده، دروازه ای گشایش یافته از سوی شخصیتی غربی است که جهان آرزوها را حتی با سنجاق سینه ای محقق می سازد! و پس از رونمایی فوق دیگر چیزی برای عرضه در فیلم وجود ندارد و مخاطب تنها باید به بازیافت همین اندک مقادیر فیلم بسنده کند!
جهان فیلم های برَد برد در دایره فانتزی و انیمیشن می گذرد و انیمیشنهای «شگفت انگیزان»، «غول آهنی»، «راتاتویل» و البته فیلم «مأموریت غیرممکن: پروتکل شبح» آثاری است که خیال در آن ها غالب است اما در اثر جدید این نویسنده و کارگردان شاهد تاویل جهانی دست ساز از غرب با استفاده از مفاهیم فراتر از سینما هستیم، چنان که جهانی تقلبی در لوای فضای بصری و جلوه های ویژه پیشکش مردمانی آرزومند می شود. فیلمی که همه زیبایی ها را در رنگ و نور می یابد و به دنبال اصلاح جهان جنگ افروزانه در دایره تصوری باطل است. چرا که تا زمانی غارتگران غربی سودای حکمرانی بر جهان دارند، نه کشتی رانی جذابیت دارد، نه سفر به جنگلهای هزار سودا دلی می رباید، نه داستان های کودکانه لالایی بی قراری ها می شود، نه ستاره ها بر صحنه زیستن می درخشند و نه اقیانوس ها مسیر سعادت را طی می کنند؛ جهان حقیقی غرب جایگاه دزدان دریایی است که سودای غارت دارند و بس!



